تبليغاتX

پایگاه اطلاع رسانی طب    www.irteb.orgپایگاه اطلاع رسانی طب    www.irteb.orgپایگاه اطلاع رسانی طب    www.irteb.org.پایگاه اطلاع رسانی طب    www.irteb.orgپایگاه اطلاع رسانی طب    www.irteb.orgپایگاه اطلاع رسانی طب    www.irteb.orgپایگاه اطلاع رسانی طب    www.irteb.orgپایگاه اطلاع رسانی طب    www.irteb.org.پایگاه اطلاع رسانی طب    www.irteb.orgپایگاه اطلاع رسانی طب    www.irteb.orgپایگاه اطلاع رسانی طب    www.irteb.org

پایگاه جامع اطلاع رسانی طب ایران - محدوديتهای جنسی را برداريد تا ريشه مردم آزاري و كينه ها كنده شود

راديو سلامت   جستجوي پزشك   مشاوره پزشکي   نظرات پيشنهادات و اتقادات سازنده   بخش تبادل لينک   درباره نويسنده    مقالات پزشکي   توصيه هاي پزشکي   مطالب جالب و ...   نکات مهم و کلي، هنگام بارداري و شيردهي، مسائل خانواده    آزمايشهاي تشخيص   طب ورزشي و دوپينگ    اخبار روز پزشكي   بانک اطلاعاتي كمكهاي اوليه   بانک اطلاعاتي بيماريها   بانک اطلاعاتي گياهان دارويي و روش هاي درمان    ليست تمامي مطالب سايت   پست الكترونيك   صفحه اول سايت

بازدید کننده گرامی: ما را با نظرات ارزشمند خود در امر اطلاع رسانی یاری فرمایید

مسائل را يك جانبه ديدن و از جوانب ديگر غفلت كردن ، گاهي زيانهاي جبران ناپذيري به دنبال خود مي آورد. كاوشها و كشفيات رواني در يك قرن اخير ثابت كرد كه سركوبي غرائز و تمايلات و بالاخص غريزه جنسي ، مضرات و ناراحتيهاي فراواني ببار مي آورد ، معلوم شد اصلي كه مورد قبول شايد اكثريت مفكرين قديم بود كه هر اندازه غرائز و تمايلات طبيعي ضعيف تر نگهداشته شوند ميدان براي غرائز و نيروهاي عاليتر مخصوصا قوه عاقله بازتر و بي مانع تر مي شود اساسي ندارد ، غرائز سركوب شده و ارضاء نشده ، پنهان از شعور ظاهر ، جرياناتي را طي مي كنند كه چه از نظر فردي و چه از نظر اجتماعي فوق العاده براي بشر گران تمام مي شود و براي اينكه تمايلات و غرائز طبيعي بهتر تحت حكومت عقل واقع شوند و آثار تخريبي به بار نياورند بايد تا حد امكان از سركوب شدن و زخم خوردگي و ارضاء نشدن آنها جلوگيري كرد . روانشناسان ريشه بسياري از عوارض ناراحت كننده عصبي و بيماريهاي رواني و اجتماعي را احساس محروميت ، خصوصا در زمينه امور جنسي تشخيص دادند ، ثابت كردند كه محروميتها مبدأ تشكيل عقده ها ، و عقده ها احيانا بصورت صفات خطرناك مانند ميل به ظلم و جنايت ، كبر ، حسادت ، انزوا و گوشه گيري ، بدبيني و غيره تجلي مي كند .

اصل بالا در موضوع زيانهاي سركوب كردن غرائز از نوع كشفيات فوق العاده با ارزش رواني است

و در رديف ارزنده ترين موفقيتهاي بشر است . مردم غالبا بواسطه انس به محسوسات و آشنائي بيشتر با آنها براي كشفياتي ارزش زياد قائل مي شوند كه در زمينه امور فني و صنعتي و استخدام قواي طبيعت بي جان صورت گرفته باشد . اما كشفياتي كه در زمينه مسائل رواني و روحي صورت مي گيرد كمتر مورد توجه عامه مردم مي تواند قرار بگيرد ، ولي از نظر مردم دانشمند و آگاه اهميت مطلب محفوظ است . هر چند كم و بيش در حكمتهائي كه از گذشتگان به يادگار مانده و بالاخص در آثار اسلامي نشانه هاي زيادي از توجه به اين حقيقت ديده مي شود ، و عملا بسياري از معلمان و مربيان اخلاق از آن استفاده مي كرده اند

اما به طور مسلم اثبات علمي اين حقيقت و كشف قوانين مربوط به آن از موفقيتهاي علمي قرن اخير است . اكنون ببينيم اين اصل چگونه مورد استفاده قرار گرفت ؟ آيا مانند كشفيات پزشكي ، مثلا پني سيلين ، مورد استفاده قرار گرفت ، متأسفانه پيچيدگي و چند جانبه بودن مسائل رواني از يك طرف ، ارتباط موضوع و تمايلات بشر كه خواه ناخواه در كور كردن بصيرت تأثير دارد از طرف ديگر ، نگذاشت آن استفاده اي كه بايد بشود صورت گيرد

، بلكه خود اين اصل ، بهانه و وسيله اي شد در جهت مخالفت ، يعني براي اينكه موجبات سركوب شدن غرائز و پيدايش آثار خطرناك رواني و اجتماعي ناشي از آن خصوصا در زمينه امور جنسي بيشتر فراهم گردد ، بر عقده ها و تيرگيهاي رواني افزوده گردد .

آمار بيماريهاي رواني ، جنونها ، خودكشيها ، جنايتها ، دلهره ها و اضطرابها ، يأسها و بدبيني ها ، حسادتها و كينه ها به صورت وحشتناكي بالا رود ، چرا ؟ براي اينكه سركوب نكردن غرائز به معني آزاد گذاشتن ميلها ، و آزاد گذاشتن ميلها به معني رفع تمام قيود و حدود و مقررات تفسير شد

. پس از آنكه قرنها عليه شهوت پرستي به عنوان امري منافي اخلاق و عامل بر هم زدن آرامش روحي و مخل به نظم اجتماعي و به عنوان نوعي انحراف و بيماري ، توصيه و تبليغ شده بود ، يك باره ورق برگشت و صفحه عوض شد

. جلوگيري از شهوات و پابند بودن به عفت و تقوا و تحمل قيود و حدود اخلاقي و اجتماعي ، عامل بر هم زدن آرامش روحي و مخل به نظم اجتماعي و از همه بالاتر امري ضد اخلاق و تهذيب نفس معرفي شد . فريادها بلند شد ، محدوديتها را برداريد تا ريشه مردم آزاري و كينه ها و عداوتها كنده شود ، عفت را از ميان برداريد ، تا دلها آرام بگيرد و نظم اجتماعي برقرار گردد ، آزادي مطلق اعلام كنيد تا بيماريهاي رواني رخت بربندد .

بديهي است اين چنين فرضيه به ظاهر شيرين و دلپذيري ، به عنوان اصلاح مفاسد اخلاقي و اجتماعي ، طرفداران زيادي خصوصا در ميان جوانان مجرد پيدا مي كند . ما در كشور خودمان مي بينيم چه كساني از آن طرفداري مي كنند ، چه از اين بهتر كه خود را در اختيار دل ، و دل را در اختيار هوس قرار دهيم و در عين حال عمل ما اخلاقي و انساني شمرده شود

و نام ما در ليست محصلين اخلاقي اجتماعي قرار گيرد ، هم فال است و هم تماشا ، هم كامجوئي است و هم خدمت به نوع ، هم تن پروري است ، و هم اصلاح نفس ، هم شهوت است و هم اخلاق ، بي شباهت به عشق مجازي كه در ميان برخي از متصوف مابان خودمان معمول بوده نيست ،

چه از اين بهتر كه آدمي از مصاحبت شاهدي زيبا روي بهره مند گردد و اين كار او سلوك الي الله شمرده شود ! نتيجه چه شد ؟ از اول معلوم بود . آيا بيماريهاي رواني معدوم شد ؟ آرامش روحي جاي اضطراب و دلهره را گرفت ؟ خير متأسفانه نتيجه معكوس بخشيد ، بدبختي بر بدبختيهاي پيشين افزود ، تا آنجا كه بعضي از پيش قدمان آزادي جنسي كه تيز هوشتر بودند سخن خود را به صورت تفسير و تأويل پس گرفتند ، گفتند از حدود مقررات اجتماعي چاره اي نيست غريزه را از تمتعات جنسي نمي توان بطور كامل ارضاء و اشباع كرد ، بايد ذهن را متوجه مسائل عالي هنري و فكري كرد و غريزه را بطور مستقيم بسوي اين امور هدايت نمود، فرويد يكي از اين افراد است . اخلاقي كه امثال راسل از آن تبليغ مي كنند و نام آنرا اخلاق نوين گذاشته اند همان است كه ثمره اش آشفتگي بيش از پيش غرائز و تمايلات است و بر خلاف مدعاي آنها كه اخلاق كهن را متهم به آشفته ساختن روح مي كنند ، سيستم اخلاقي خود آنها سزاوار اين اتهام است .

امروز پديده هاي اجتماعي خاصي و به عبارت ديگر مشكلات اجتماعي مخصوصي پيدا شده كه افكار علماء اجتماع را به خود مشغول داشته است . در جامعه امروز جوانان بطور محسوسي از ازدواج شانه خالي مي كنند ، حاملگي و زائيدن و بچه بزرگ كردن بصورت امر منفوري براي زنان در آمده است . زنان به اداره امر خانه كمتر علاقه نشان مي دهند ، ازدواجهائي كه نمونه وحدت روح است جز در ميان طبقاتي كه به مقررات اخلاق كهن پايبندند كمتر ديده مي شود ، جنگ اعصاب بيش از پيش رو به افزايش است بالاخره آشفتگي روحي عجيبي محسوس و مشهود است . گروهي مي خواهند اين عوارض را لازمه قهري انقلاب صنعتي جديد بدانند و راه برگشت را بدين وسيله ببندند، در صورتيكه اينها ربط زيادي به زندگي صنعتي و از ميان رفتن زندگي كشاورزي ندارد . اين عوارض ناشي از يك نوع به اصطلاح انقلاب فكري است و افراد خاصي هستند كه مسئوليت عمده اين بدبختي بشريت را دارند .

راسل در گفتار خود دچار تناقض گوئيها مي گردد، گاهي سخت از آزادي جنسي حمايت مي كند كه در شماره هاي پيش برخي عبارات او را نقل كرديم ، و گاهي اجبارا لزوم يك سلسله حدود و قيود اجتماعي را دراين زمينه مي پذيرد. ما براي اينكه سخن طولاني نشود از نقل و انتقاد آنها خودداري مي كنيم . حقيقت اين است كه اشباع غريزه و سركوب نكردن آن يك مطلب است ، و آزادي جنسي و رفع مقررات و موازين اخلاقي مطلب ديگر ، اشباع غريزه با رعايت اصل عفت و تقوي منافي نيست بلكه تنها در سايه عفت و تقوي است كه مي توان غريزه را به حد كافي اشباع كرد و جلو هيجان هاي بيجا و ناراحتيها و احساس محروميتها و سركوب شدن هاي ناشي از آن هيجانها را گرفت .

به عبارت ديگر ” پرورش ” دادن استعدادها غير از ” پر دادن ” به هوسها و آرزوهاي پايان ناپذير است . يكي از مختصات و امتيازات انسان از حيوانات اين است كه دو نوع ميل و تمنا در بشر ممكن است پيدا شود ، تمناهاي صادق ، تمناهاي كاذب . تمناهاي صادق همانها است كه مقتضاي طبيعت اصلي است ، در وجود هر انساني طبيعت ميل به صيانت ذات ، به قدرت و تسلط ، به امور جنسي ، به غذا خوردن و امثال اينها هست ، هر يك از اين ميلها هدف و حكمتي دارد ، بعلاوه همه اينها محدودند ولي همه اينها ممكن است زمينه يك تمناي كاذب واقع شوند ، اشتهاي كاذبي كه افراد در مورد خوردنيها پيدا مي كنند مشهور و معروف همه است .

در بعضي از ميلها و غرائز كه غريزه جنسي از آنها است اين تمنا غالبا بصورت يك عطش روحي در مي آيد ، يعني قناعت و پايان پذيري را در آن راه نيست . غريزه طبيعي را مي توان اشباع كرد ، اما تمناي كاذب خصوصا اگر شكل عطش روحي به خود بگيرد ، اشباع پذير نيست

. اشتباه كسانيكه براي جلوگيري از سركوبي غرائز و به منظور رشد استعدادها ، رژيم اخلاق آزاد را باصطلاح پيشنهاد كردند ناشي از اين است كه اين تفاوت شگرف انسان و حيوان را ناديده گرفتند و به اين جهت توجه نكردند كه ميل به بي نهايت در سرشت انسان نهفته است ،

انسان چه در زمينه پول و اقتصاديات ، چه در زمينه سياست و حكومت و تسلط بر ديگران و چه در زمينه امور جنسي اگر زمينه مساعدي براي پيشروي ببيند در هيچ حدي توقف نمي كند ، خيال كردند كه حاجت جنسي در وجود بشر في المثل نظير حاجت طبيعي هر كسي به ادرار و خالي كردن مثانه است ، منع و حبس ادرار از نظر پزشكي مضرات فراواني دارد ، اما خالي كردن آن حدود و شرائطي ندارد . اگر فرضا كسي قدم به قدم در كوچه ها و خيابانها محل مناسب و پاكيزه و مجاني براي ادرار بيابد بيش از مقدار حاجت به آنها توجهي نخواهد كرد . نهايت جهالت است كه غريزه جنسي ، يا غريزه قدرت طلبي يا پول پرستي بشر را از اين قبيل بدانيم و توجه خود را تنها به جنبه هاي محروميت و اشباع نشدن غريزه معطوف كنيم و عوارض حيرت آور و پايان ناپذير جهت مخالف را ناديده بگيريم . اگر انسان در اين زمينه ها مانند حيوانات ظرفيت محدود و پايان پذيري مي داشت احتياجي نبود نه بمقررات سياسي و نه بمقررات اقتصادي و نه بمقررات جنسي ، از نظر اخلاقي نيز نه نيازي به اخلاق سياسي و اجتماعي بود ، نه به اخلاق اقتصادي و نه به اخلاق جنسي ، همان ظرفيت محدود طبيعي همه مشكلات را حل مي كرد . اما همچنانكه از مقررات و اخلاق محدود كننده ، در روابط اجتماعي و امور اقتصادي و از ” عفت و تقوي سياسي و اجتماعي ” گريزي نيست ، از مقررات و اخلاق محدود كننده جنسي و از ” عفت و تقوي جنسي ” نيز گريزي نمي باشد .

نویسنده: استاد بزرگ، شهید مرتضی مطهری
کتاب اخلاق جنسی

  | لینک ثابت | اين مطلب مطعلق به موضوع دل نوشته های مدیر سایت مي باشد|

هدف پايگاه اطلاع رساني طب از درج و ثبت مطالب با عنوان مسائل و مشکلات جنسي اطلاع رساني سالم اخلاقي در جهت رفع و کاهش مشکلات زناشويي و استحکام نظام خانواده مي باشد. 09354639371
.مطالب اين سايت تنها جنبه اطلاع رساني و آموزش داشته و توصيه پزشکي تخصصي تلقي نمي شوند
.و نبايد آنها را جايگزيني براي مراجعه به پزشک جهت تشخيص و درمان دانست
.در صورتيکه در مورد سلامتي خود يا ديگران دچار نگراني هستيد حتماً به پزشک مراجعه نماييد