|
|
|
نتيجه يك بررسي در دادگاههاي خانواده نشان ميدهد حدود ۵۰درصد از طلاقها ريشه در مسايل و مشكلات جنسي دارد.
ممكن است همسر از مشكلات رفاهي و اقتصادي و ديگر مشكلات زندگي شكايت كند ولي در ريشه يابي آن مشخص ميشود كه در آن خانواده آرامش جنسي وجود ندارد.
در كشور ما براي ناتواني جنسي كه ۹/۸درصد مردان جامعه از آن رنج ميبرند هيج برنامه ريزي منسجمي به عمل نيامده است.
علاوه بر اين ۳۰تا ۵۰درصد افراد مبتلا به ديابت و ۶۰درصد افرادي كه دچار سكته قلبي ميشوند و ۵۵تا ۶۵درصد مرداني كه مبتلا به نارسايي مزمن تنفسي هستند دچار مشكل ناتواني جنسي هستند.
همچنين ۳۵تا ۴۰درصد زنان در زندگي زناشويي خود از اختلالات جنسي رنج ميبرند.
يكي از مهمترين مشكلات كشور ما دراين زمينه نبود مراكز آموزشي است و همچنين وجود اين معضل است كه كجا، چه چيزي و به چه ميزان بايستي در زمينه مشكلات جنسي آموزش داده شود.
مشكل ديگري كه در زمينه مشكلات جنسي در كشور ما وجود دارد اين است كه هيچ گاه بطور شفاف و صريح به اين مشكلات پرداخته نشده است و هميشه دراين مورد صورت مساله را پاك كردهايم.
با توجه به ترويج راههاي فساد كه تا حد زيادي از طريق فناوريهاي جديد فيلم، ماهواره و سي ديهاي مختلفي كه به صورت ارزان و حتي رايگان در جامعه نفوذ كرده است بايد با برنامهريزي در سطح كلان كشور و تدوين راهكارهاي نظري و عملي و انجام طرحهاي تحقيقاتي بنيادي مانع از تاثير آنها در فروپاشي خانواده شد.
يكي از رسالتهاي مهم دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي به عنوان علميترين كانونهاي سرنوشت ساز، توجه به بعد معنوي انسان و طرح راهكارهايي است كه مانع از فروپاشي نهاد خانواده شود.
پديدههاي ويرانگر سكس، ايدز، لجام گسيختگي، طلاق و انهدام خانواده، پيدايش قابل توجه فرزندان طلاق و آثار منفي آن در سلامت جسم و روان فرزندان ، و ناتواني جنسي چارهاي جز اين نيست كه با هم انديشيهاي كارساز و پژوهشهاي علمي براي حل اين معضل برنامهريزي شود.


