|
|
|
اگر تخمك لقاح يافته در هر جاي ديگري غير از داخل رحم جايگزين شود، بارداري نابجا يا خارج از رحم اتفاق مي افتد. حدود 50 درصد حاملگي ها به اينصورت پايان مي يابند.
پزشك در اولين معاينه دوران بارداري با كمك آزمايشهاي مختلف كم خوني را بررسي مي كند. يكي از اين آزمايشات (هماتوكريت) درصد گلبولهاي قرمز را در پلاسما ميسنجد. آزمايش ديگر (هموگلوبين) وزن هموگلوبين خون را مي سنجد. با اين حال با پيشرفت بارداري، احتمال ايجاد كم خوني افزايش مي يابد. بنابراين در اواخر سه ماهه دوم يا اوايل سه ماهه سوم بايد آزمايش تكرار شود. ممكن است به طور طبيعي هماتوكريت و هموگلوبين تا حدي در نيمه دوم بارداري افت كند. علت ين امر افزايش چشمگير حجم خون و پلاسما (پلاسما بخش مايع خون است) با سرعتي بيش از افزايش گلبولهاي قرمز است ولي اين افت نبايد شديد باشد.
اين امر بستگي به آن دارد كه هنگام ابتلا به افزايش فشار خون چند ماه از بارداري گذشته است و فشار خون به چه ميزان بالا مي رود. هر چه فشار خون بالاتر باشد و هر چه زودتر شروع شود خطر بيشتر است. خوشبختانه كثر خانم هايي كه دچار افزايش فشار خون در دوران بارداري ميشوند، به نوع خفيف آن مبتلا مي گردند و تا نزديك به اواخر دوران بارداري يعني هفته 37 اين مشكل بوجود نمي آيد. اگر شما نيز در اين گروه قرار داريد، هنوز هم كمي خطر وجود دارد و ممكن است پزشك شما زايمان را القا كند و يا با سزارين جنين را بدنيا آورد ولي به غير از آن شما و نوزادتان در معرض خطري بيش از آنچه با يك فشار خون طبيعي وجود دارد، نيستيد.
تقريباً سه چهارم زنان حامله در سه ماهه اول حاملگي خود از تهوع (و بعضي اوقات استفراغ) رنج مي برند. اين وضيعت كه بيماري صبحگاهي يا ويار خوانده مي شود در بعضي از زنان صبح ها بدتر بوده و با گذشت روز بهتر مي شود. ولي بيماري صبحگاهي در هر زماني از روز مي تواند بروز كند. تهوع معمولاً در حدود هفته ششم شروع مي شود ولي مي تواند زودتر و در هفته چهارم نيز شروع شود. تهوع معمولاً در طول ماه بعد شديدتر مي شود. حدود نيمي از زنان مبتلا به بيماري صبحگاهي در حدود هفته 14 كاملاً بهبود مي يابند. در باقي موارد، اين مشكل در اكثر زنان يك ماه ديگر يا كمي بيشتر نيز طول مي كشد، هر چند ممكن است در ادامه حاملگي دوباره بروز كرده و تا آخر حاملگي ادامه يابد.
سيستم گوارش بيشتر غذاي خورده شده را به نوعي قند به نام گلوكز مي شكند. گلوكز وارد خون شده و با كمك انسولين (هورموني كه از لوزالمعده يا پانكراس ترشح مي شود) سوخت لازم براي سلول هاي بدن را فراهم مي كند. در ديابت حاملگي هم نظير ديابت هاي تيپ 1 و 2 (كه در افراد غير حامله بروز مي كند)، گلوكز به جاي رفتن به درون سلول ها و تبديل شدن به انرژي در داخل خون باقي مي ماند. اما چرا در حاملگي چنين اتفاقي رخ مي دهد؟
پره اكلامپسي اختلال پيچيده اي است كه حدود 5 تا 8 درصد زنان حامله را درگير مي كند. تشخيص پره اكلامپسي بر فشار خون بالا و وجود پروتئين در ادرار (بطور طبيعي پروتئين در ادرار ديده نمي شود) بعد از هفته 20 حاملگي است. اين اختلال در بيشتر موارد بعد از هفته 37 حاملگي شروع مي شود ولي در هر زماني از نيمه دوم حاملگي و نيز در زمان زايمان و يا حتي بعد از زايمان (معمولا در 24 تا 48 ساعت اول بعد از زايمان) ممكن است ديده شود. بروز اين اختلال قبل از هفته 20 حاملگي نيز در موارد نادري نظير حاملگي مولار امكان دارد. پره اكلامپسي مي تواند حفيف يا شديد باشد و نيز پيشرفت آن ممكن است آهسته يا سريع باشد. تنها راه بهبود بيمار زايمان است.
در طي 16 هفته اول حاملگي، جفت، غشاهاي آمنيوتيك، بند ناف، و پوست جنين همگي مايعي توليد مي كنند كه همزمان با رشد جنين كيسه آمنيوتيك را پر مي كند. پس از آن جنين شروع به بلعيدن مايع كرده، مايع از كليه هاي جنين گذشته و بصورت ادرار از بدن جنين خارج مي شود و اين چرخه مجدداً تكرار مي شود بطوريكه كل مايع آمنيوتيك هر چند ساعت يك بار از اين چرخه عبور مي كند. (تعجب نكنيد! بله، بيشتر مايع آمنيوتيك در واقع ادرار است). جنين همچنين مقداري مايع از ريه هايش ترشح مي كند. مقدار كمي از مايع آمنيوتيك جذب كيسه آمنيوتيك شده و وارد بدن مادر مي شود و يا از طريق خون بند ناف به بدن مادر بر مي گردد. بنابراين، جنين نقش مهمي در حفظ مقدار مناسب مايع در كيسه آمنيوتيك دارد. زياد بودن مايع هيدرآمنيوس يا پلي هيدرآمنيوس و كم بودن آن اليگوهيدرآمنيوس خوانده مي شود.
اگر در شروع حامگي گردن رحم نرم تر، ضعيف تر و يا كوتاه تر از حالت عادي باشد ممكن است بدون ايجاد انقباضات حاملگي، در سه ماهه دوم و يا اويل سه ماهه سوم بر اثر افزايش وزن جنين و افزايش فشار به آن كوتاه و متسع شود. اين وضعيت كه بعنوان "نارسايي گردن رحم" شناخته مي شود مي توانند سبب سقط جنين در سه ماهه دوم، پاره شدن زودرس كيسه آب يا زايمان زودرس (قبل از هفته 37) شود.


