|
|
|

اگر این عبارت را باور کنیم چقدر زندگی مان تغییر خواهد پذیرفت.
انگار این زندگی تمرینی است برای تولد دوباره و زیستنی از سرآغاز....
البته چه میتوان کرد در جایی که روزمرگی در جریان است و همه به سویی میروند،
ناخواسته و ناتوان از چرخشی هر چند کوچک
اگر فرصتی هست، .
برای یاد گرفتن، دوست داشتن، خندیدن، ابراز عشق کردن، گشتن، نوشتن و …
آن را از دست نده
آری فقط امروز زنده ام. می دانم که می دانی
.jpg)
قطار می رود . . .
تو می روی . . .
من می روم . . .
و من چقدر ساده ام . . .
در انتظار تو . . .
در انتظار تو . . .
در انتظار تو . . .
مرگ ۳ بيمار هموفيلي بهعلت عدمدسترسي به فاكتور ۷ در طي هفته های گذشته گرچه تكاندهندهترين خبر این روزهای کشورایران نیست اما نباید در میان مشغله های سیاسی به فراموشی سپرده شود .
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از همشهری ، مديرعامل كانون هموفيلي ايران در رابطه با این خبر می گوید : مرگ اين بيماران ناشي از بهاي گران اين دارو است . احمد قويدل دخالتهاي غيرقانوني در امور درمان بيماران هموفيلي را از اصليترين دلايلي ميداند كه موجب صدمه جدي به بيماران بهخصوص در حوزه فاكتور۷ شده است، اين در حالي است كه اين دارو به گفته كارشناسان به هيچوجه درتحريم نيست و به ميزان كافي در انبار موجود است ولي اين اتفاق كه چرا مسئولان از رساندن بهموقع اين دارو به بيماران سرباز ميزنند، شايد نياز به بررسي كارنامه مسئولان در حمايتهاي دارويي از بيماران خاص داشته باشد.
87 درصد زنان اعلام مي کنند تقريبا” هيچوقت در روابط زناشويي پيش قدم نمي شوند و 23/5 درصد اظهار مي کنند ابراز نياز جنسي زن کاري ناشايست است و 34 درصد مي گويند حتي در صورت تمايل نبايد زن شروع کننده باشد.
اين درحالي است که ميل جنسي در طول دوره ماهيانه متفاوت است. بطور مثال در موقع تخمک گذاري و قبل از عادت ماهيانه تمايل به برقراري ارتباط جنسي بيشتر است.
وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي به ارگاسم نرسيدن زنان را 23/5 تا 43 درصد و نرسيدن به فاز تحريک را 14/7 درصد اعلام کرده است. درحالي که تحقيقات در شمال و شرق تهران نشان ميدهد که ميزان به ارگاسم نرسيدن در جامعه از حداقل 62/8 درصد تا 85/5 درصد در تغيير است.
از آنجا که بين رضايت جنسي با رضايت زناشويي و اعتماد به نفس ارتباط نزديک وجود دارد و زنان، کمتر درباره اين گونه مسايل به گفتگو مي پردازند بنابراين رضايت جنسي در آنان بدون درمان مي ماند.
گفتني است 85/2 درصد زنان نسبت به رابطه جنسي نگرش مثبت دارند .يعني آنرا به عنوان نياز بيان مي کنند ! اما نحوه برخورد با آن را نمي دانند و در صورت وجود مشکل به مراکز بهداشت مراجعه نمي کنند . مراجعه آنان به اين مراکز تنها در قالب خارش ، ترشحات زياد و درد در ناحيه پايين شكم بيان مي شود.
تمايل جنسي از دوران بلوغ تا مرحله ميانسالي افزايش مي يابد که اوج آن در سن 30 سالگي است . در ضمن با افزايش طول مدت ازدواج و تعداد فرزندان ميزان رسيدن به ارگاسم کمتر مي شود. همچنين سطح وضعيت رفاهي زندگي در رسيدن به ارگاسم تاثير مستقيم دارد.
اواخر ماه گذشته در تالار اصلي همايشهاي بيمارستان ميلاد كنفرانسي برگزار شد با اين عنوان: نرمال سكس!
ميشد حدس زد اين بار هم پاي همايشي در ميان است كه با يك فيلم آموزشي شروع ميشود و با چند مقاله خشك علمي به پايان ميرسد اما خوشبختانه اين بار، اينطور نبود. دكتر مجد، روانپزشك و سخنران اصلي جلسه، حرفهايش را در زمينه <نرمال سكس> آن قدر ساده و روزمره به زبان آورد كه همه توانستند حرفهايش را درك كنند و با او ارتباط برقرار كنند، به نحوي كه جلسه پرسش و پاسخِ بعد از سخنراني نزديك به يك ساعت طول كشيد. آنچه در پي ميآيد، بخشي از صحبتهاي دكتر مجد، عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران، در اين جلسهاست. جاي چنين همايشهايي و چنين آموزش هايي در كشور ما بسيار خالي است..
يك سوال مهم: ما بايد مسايل جنسي را از چه كساني ياد بگيريم؟ از پدر و مادرمان؟ دوستانمان؟ مگر آنها چقدر در اين زمينه تخصص دارند؟ مگر آنها اطلاعاتشان را در اين زمينه از چه كساني گرفتهاند؟ آيا از كساني به جز پدر و مادرشان و يا دوستانشان؟ نه! من واقعا تاسف ميخورم كه ما متخصصان داريم در اين مملكت زندگي ميكنيم، آنوقت بسياري از هموطنانمان نميدانند كه اين خصوصيترين و مهمترين اطلاعات زندگي ماديشان را بايد از كجا و چطور به دست بياورند؟ تاسف ميخورم كه بسياري از هموطنانمان نميدانند رفتار جنسي بهنجار يعني چه؟ و افتخار ميكنم كه آموزگار مسايل جنسي ام.
سن مطلوب و مناسب براي ازدواج از درون سن بهنگام استخراج مي شود و با توجه به دين، فرهنگ و الگوهاي باروري سن مطلوب ازدواج براي دختران در محدوده 24-18 و براي پسران در محدوده 27-21 سال قرار مي گيرد. به گزارش سرویس اجتماعی خبرگزاری زنان ایران ایونا ، کارشناسان معتقدند که ازدواج يک پديده مشترک فرهنگي است که به اشکال مختلف در تمام جوامع و ملت ها وجود دارد و در هر فرهنگي الگوي مطلوبي از خانواده و شيوه ازدواج وجود دارد .
ازدواج زودهنگام
در حال حاضر و با توجه به شرايط اجتماعي ، فرهنگي و اجتماعي دلايل بسياري در ازدواج زدهنگام مي تواند تاثير داشته باشد . ازدواج زودهنگام را مي توان در اغلب روستاها و شهرستان هاي کشور و همچنين افرادي که داراي تعصب هاي قومي هستند و همچنين عوامل چون . . .
روانشناسان ريشه بسياري از عوارض ناراحت كننده عصبي و بيماريهاي رواني و اجتماعي را احساس محروميت ، خصوصا در زمينه امور جنسي تشخيص دادند ، ثابت كردند كه محروميتها مبدأ تشكيل عقده ها ، و عقده ها احيانا بصورت صفات خطرناك مانند ميل به ظلم و جنايت ، كبر ، حسادت ، انزوا و گوشه گيري ، بدبيني و غيره تجلي مي كند .
اصل بالا در موضوع زيانهاي سركوب كردن غرائز از نوع كشفيات فوق العاده با ارزش رواني است و در رديف ارزنده ترين موفقيتهاي بشر است . مردم غالبا بواسطه انس به محسوسات و آشنائي بيشتر با آنها براي كشفياتي ارزش زياد قائل مي شوند كه در زمينه امور فني و صنعتي و استخدام قواي طبيعت بي جان صورت گرفته باشد . اما كشفياتي كه در زمينه مسائل رواني و روحي صورت مي گيرد كمتر مورد توجه عامه مردم مي تواند قرار بگيرد ، ولي از نظر مردم دانشمند و آگاه اهميت مطلب محفوظ است . هر چند كم و بيش در حكمتهائي كه از گذشتگان به يادگار مانده و بالاخص در آثار اسلامي نشانه هاي زيادي از توجه به اين حقيقت ديده مي شود ، و عملا بسياري از معلمان و مربيان اخلاق از آن استفاده مي كرده اند اما . . .
نویسنده: استاد مرتضی مطهری کتاب اخلاق جنسی
اکثر افرادی که مورد آزار جنسی و يا حتی آزار جسمی قرار گرفته اند حس ميکنند که بدنشان از آنها گرفته شده است
آزار و سوءاستفاده جنسی در حالت کلی زمانی اتفاق می افتد که يک فرد بدون اطلاع و يا رضايت فرد ديگر از او لذت جنسی ببرد طوری که باعث تحقير شخص شده و يا به شخص آسيب روحی و يا جسمی وارد شود.
آزار و سوءاستفاده جنسی درجات مختلف دارد. آزار جنسی ميتواند جزو دسته جرم ها تلقی شود و جوامع مختلف مجازات های متفاوتی را برای افراد مجرم در نظر می گيرند.
آزار های جنسی به سه دسته تقسيم ميشوند:
۱-آزارهای جسمی: يعنی چنانچه فردی شخص ديگر را مجبور به برقراری ارتباط جنسی کند در حالتی که فرد مايل به برقراری اين ارتباط نباشد) تجاوز جنسی(و يا دستمالی کردن فرد ديگر در صورت عدم آگاهی و يا رضايت فرد.
۲- آزارهای روانی و روحی:
۳-سوء استفاده از موقعيت و اعتماد طرف مقابل در اعمال زور برای برقراری رابطه جنسی:
این موارد شايد شعله تحریک همسر شما را خاموش نکند اما در هر حال از جمله متداولترین مسائلی است که می تواند منجر به آن شود:
۱.زن هایی که مثل پلیس های ترافیک عمل می کنند .
۲. زنهایی که در بستر، بی تحرک هستند (واکنش نمی دهند).
۳. زنهایی که به خودشان نمی رسند
۴. زنهایی که مداوم از خودشان و بدنشان بدگویی می کنند
۵. زنهایی که فقط به وضعیت مادی مرد توجه دارند.
۶. زنهایی که درمورد دوست پسرهای قبلیشان حرف می زنند.
۷. زنهایی که لباس زیر های زیبا نمی پوشند.
۸. زنهایی که خیلی در بستر حرف می زنند.
و . . .
منابع مقاله:
یک ایراد دیگر که بر حجاب گرفتهاند این است که ایجاد حریم میان زن و مرد بر اشتیاقها و التهابها میافزاید و طبق اصل «الانسان حریص علی ما منع منه» حرص و ولع نسبتبه اعمال جنسی را در زن و مرد بیشتر میکند.به علاوه، سرکوب کردن غرایز موجب انواع اختلالهای روانی و بیماریهای روحی میگردد.
در روانشناسی جدید و مخصوصا در مکتب روانکاوی فروید روی محرومیتها و ناکامیها بسیار تکیه شده است.فروید میگوید ناکامیها معلول قیود اجتماعی است، و پیشنهاد میکند که تا ممکن استباید غریزه را آزاد گذاشت تا ناکامی و عوارض ناشی از آن پیش نیاید.
برتراند راسل در صفحه69 و 70 (ترجمه فارسی) کتاب جهانی که من میشناسم میگوید:
مجمع عمومی این اعلامیه جهانی حقوق بشر را آرمان مشترکی برای تمام مردم و کلیه ملل، اعلام میکند تا جمیع افراد و همه ارکان اجتماع، این اعلامیه را دائما مدنظر داشته باشند و مجاهدت کنند که به وسیله تعلیم و تربیت، احترام این حقوق و آزادیها توسعه یابد و با تدابیر تدریجی ملی و بینالمللی، شناسایی و اجرای واقعی و حیاتی آنها چه در میان خود ملل عضو و چه در بین مردم کشورهای که در قلمرو آنها میباشند تأمین گردد.
كاهش ازدواج، و عدم تمايل جوانان به زندگى زناشويى و روى آوردن به زندگى غير طبيعى تجرّد، و يا صحيح تر چيزى كه اصلا نمى توان نام آن را زندگى گذارد، فاجعه بزرگى است براى جهان انسانيّت كه همراه ديگر آثار منفى زندگى ماشينى، دامنگير انسان قرن ما شده است.
كاهش ازدواج تنها از اين نظر فاجعه آور نيست كه به انقراض يا كمبود نسل، مى گرايد، تا گفته شود فعلا - و شايد تا چندين سال ديگر - فكر ما از اين جهت آسوده است، زيرا جهان انسانيّت با كمبود نفرات روبه رو نيست، بلكه شايد ازديّاد جمعيّت در حال حاضر مايه نگرانى باشد (البتّه در كشورهاى غير صنعتى، و نه صنعتى كه جمعيّت كاملا در آنها كنترل شده است)!
بلكه عيب اين موضوع بيشتر از اين نظر است كه افراد مجرّد در واقع از نظر احساس مسئوليّت اجتماعى بسيار عقب هستند، آنها تقريباً به هيچ جامعه اى تعلّق ندارند و به افرادى مى مانند كه . . .
جام جم آنلاین: گسترش سریع و روزافزون شبکه اینترنت، به تبلیغات صنعت گردشگری جنسی به ویژه جهت ساکنان اروپای غربی و آمریکا، رونقی دوچندان بخشیده است.
در این تبلیغات خدماتی نظیر تورهای جنسی، فاحشهخانهها و سفارشات اینترنتی زنان روسپی در کشورهایی نظیر تایلند، فیلیپین و کوبا ارائه میشود.
بیشک در این وضعیت، علاوه بر گسترش قاچاق زنان و کودکان، ضربات سنگینی بر حقوق انسانی زنان و کودکان وارد شده و آنها را به یک کالای جنسی جهت مردان هوسران گردشگر، تبدیل نموده است.
مبلغان تورهای جنسی، اندامها و جنسیت زنان را در کل کره خاکی و از طریق شبکه اینترنت به حراج میگذارند. این شبکه، ارتباط بینالمللی جهت فروش زنان در یک بازار جهانی و به ویژه جهت مردان کشورهای صنعتی به وجود آورده است.
در موارد زیادی از مشاوره های ارسالی متوجه یک تصور غلط در خصوص آلت تناسلی در مردان شدیم . مسئله ای که سبب شده بسیاری از آقایان دچار مشکلات جدی در زندگی خود شوند و حتی از ازدواج گریزان باشند .
برخی از آقایان تصور می کنند از دیدگاه مسائل جنسی خانم ها مردی را برای ازدواج مناسب می دانند که آلت تناسلی بزرگی داشته باشد . این تصور غلط آقایان سبب شده اگر آلت تناسلی با سایز بزرگ ندارند خود را دچار مشکل بزرگی بدانند و از ازدواج دوری کنند و یا اینکه می پندارند به دلیل نداشتن آلت تناسلی بزرگ از فراهم آوردن شرایط ایده آل جنسی برای همسر خود عاجز هستند .
این یک تصور غلط و ناخوشایند می باشد!

مرگ مغزي عبارتست از قطع تمامي فعاليتهاي مغزي و ساقه مغزي بطور همزمان. فرد مبتلا به مرگ مغزي در واقع شخصي است که بعلت آسيب گسترده به مغز قادر به ايجاد ارتباط با محيط پيرامونش نبوده ، نميتواند صحبت کند ، نمي بيند ، به تحريکات دردناک پاسخ نميدهد. فرد مبتلا به مرگ مغزي قادر به تنفس خودبخودي هم نمي باشد. اين فرد عليرغم آنکه ضربان قلب دارد وقتي امواج مغزي وي را ثبت کنيم هيچ موج قابل ثبتي ندارد. ضربان قلب وي به کمک دستگاه تنفس مصنوعي و اقدامات نگهدارنده ادامه مي يابد تا اعضاي اهدايي جهت پيوند در شرايط مطلوب حفظ شوند
بنابر آماري که سازمان بهداشت جهاني (WHO) ارائه داده سوءاستفاده جنسي از کودکان در کنار کار اجباري و خشونت فيزيکي عليه کودکان افزايش چشمگيري داشته و به يکي از اصلي ترين نگراني هاي سلامت جهاني تبديل شده است.
کودکان نيازمند توجه به سلامتي و موقعيت اجتماعي خود هستند و در صورتي که اين شرايط آنها مورد توجه مناسب قرار نگيرد آثاري منفي در رشد اقتصادي و اجتماعي جوامع خواهد داشت.
*تنها در ايالت کلرادو سالانه بيش از 50 کودک در اثر سوءاستفاده جنسي جان خود را از دست مي دهند که 75 درصد آنها را کودکان زير 4 سال تشکيل مي دهند.
*سالانه حدود دو هزار کودک در ايالت کلرادو پس از سوءاستفاده جنسي به بخش مراقبت هاي ويژه مراکز درماني منتقل مي شوند....

آیین مطب داری (یکی از واحدهای اختیاری) که در اکثر دانشکده ها به صورت پانل هایی با همت اساتید برگزار می شود نیز مباحثی را در مورد چیدمان تجهیزات دندانپزشکی، وظایف پرستار یا رفتار با مراجعه کنندگان به طور خلاصه بیان می کند و در آن هیچ قسمتی در رابطه با توجیه بیماران به خصوص با سنین بالا یا نیازمند به درمان های پیچیده دندانپزشکی وجود ندارد.... هركسی كه برای مدت كوتاهی در بیمارستان كار كرده باشد تصدیق میكند كه پزشكان تامین كننده اطلاعات هستند. اطلاعاتی از حقایق تلخ زندگی خصوصی بیمار، اطلاعات بالینی و تاریخچه پزشكی؛زمانیكه من به عنوان انترن مشغول تحصیل پزشكی بودم بیمارستان ما سامانه رایانهای مجزایی برای هركدام از بخشهای نتایج آزمایشگاهی، علایم حیاتی، یادداشتهای پرستاران و سوابق پزشكی در نظر گرفته بود.
در اتاق عمل، جراح بدون آنکه با بیمار مشورت کند و به او بگوید چه میخواهد بکند، مریض را میخواباند و آپاندیس یا رحم او را از بدنش خارج میکرد، هموروئید او را عمل میکرد، فتق او را جراحی میکرد و یا این که زخمی که عمیق و باز شده بود را بخیه میزد....
بیتوجهی به خواستههای بیماران، اشتباه پزشکان در کشورهای در حال توسعه.
دانیل سوکول، استاد فلسفه علم اخلاق دانشگاه علوم پزشکی جورجی انگلیس، برای یک تیم پزشکی در مورد این که بیماران را باید از نوع بیماریشان آگاه کرد و واقعیت را به آنها گفت، سخنرانی میکرد.
در این سخنرانی، او ضمن تاًکید بر ارزش دادن و احترام گذاشتن به خواستهها و عقاید بیماران به پزشکان توصیه میکرد که تشخیص دهند چه موقع و چگونه بیماران را از نوع بیماریشان با خبر سازند و به آنها واقعیت را بگویند.
بانفسی تنگ، پله ها رایکی یکی بالا می رود، پشت در مطب عده ای جمع شده اند، یکی از بیماران که از بقیه زودتر رسیده در حال نوشتن نام خود بر روی کاغذ روی دیوار است تا وقتی منشی محترم در را باز کرد، با بی نظمی روبرو نشوند.او هم نام خودرا بر روی کاغذی که به زور با چسب پر از پرز موکت بر دیوار چسبیده، می نویسد.
پس از دقایق طولانی انتظار،در مطب باز می شود و خانم منشی با بی اعتنایی به خستگی بیماران سرمازده ای که مدت ها در انتظار بوده اند،پشت میزمی نشیند و با لحنی ناملایم می گوید به نوبت جلو بیایید تا اسم ها را بنویسم و گرنه دفتر را می بندم. بیماران که دیگر به این لحن صحبت ها عادت کرده اند، اعتراض نمی کنند و گوشه ای می ایستند تا نوبت به آنها برسد.
ساعت به حدود ۳۰/۱۷رسیده و هنوز خبری از ورود آقای دکتر نیست، برخی بیماران که طاقت نشستن را از دست داده اند و از درد به خود می پیچند در حال راه رفتن هستند، خانم منشی با توپی پر از جواب دادن به مراجعان طفره می رود، بالاخره آقای دکتر وارد مطب می شود، بیماران برمی خیزند و سلام می کنند و جناب دکتر بی توجه به عرض ادب بیماران راهی اتاق خود می شود.

