|
|
|
واژه از شير گرفتن معمولاً به عنوان توقف شيردهي به كار مي رود. همچنين مي توان از شير گرفتن را به معناي تغيير تدريجي تغذيه كودك از شير به غذاهاي تركيبي دانست. از شير گرفتن براي كودك از لحاظ عاطفي دشوار است، زيرا مادر براي او منبع شادي، نشاط و غذا بوده است. هنگام گرسنگي در آغوش گرم مادر آرام گرفته و شير نوشيده، كه اين عمل علاوه بر آن كه او را سير كرده، لذت بخش نيز بوده است. به همين دليل هم ترك آن برايش كاري دشوار و نگران كننده محسوب مي شود. پس اگر مي خواهيد كودك خود را از شير بگيريد اين عمل نبايد سريع و ناگهاني و يا با اعمال خشونت همراه باشد. بلكه بايد از شش ماهگي به تدريج، با جانشين كردن غذاهاي مناسب و كم كردن تعداد دفعات شيردهي، زمينه را براي اين كار فراهم كرد.
بهتر است به اين نكته هم توجه داشت كه از شير گرفتن كودك برايش چنين تصوري به وجود نياورد كه ديگر از عشق و محبت مادرانه محروم شده است. بنابراين در مراحل از شيرگيري به كودك توجه بيشتري نشان دهيد.
* از شير گرفتن ناگهاني * بارداري مجدد و شيردهي * روشهاي سنتي از شير گرفتن
* روش تدريجي اما قاطع * توصيه هاي كاربردي
در اين مورد نيز مثل زماني كه كودك از شير مادر تغذيه مي كند، بيشتر متخصصين بر اين باورند كه در هفته هاي اول نبايد برنامه زمان بندي خاصي را در نظر گرفت بلكه مادر به تدريج ظرف يكي دو ماه به يك زمانبندي مناسب براي تغذيه كودكش مي رسد. در ابتدا هر 2 تا 3 ساعت و يا زمانيكه كودك به نظر گرسنه مي رسد به او شير دهيد. كودك تا زماني كه به وزني معادل 5 كيلو برسد در هر نوبت 30 تا 90 سي سي (ميلي ليتر) شير مي خورد. بيشتر از آنچه مي تواند بخورد به او شير ندهيد. متخصص كودكان مي تواند در مورد ميزان مناسب شير در ماه هاي آينده كه كودكتان رشد مي كند به شما كمك كند.
شير خشك گرفته شده از شير گاو براي اكثر كودكان بهترين انتخاب است زيرا از نظر تركيبات نزديك ترين به شير مادر است. تركيب اصلي در اكثر شير خشك هاي امروزي شير گاو است ولي شير گاو قبل از استفاده در شير خشك به ميزان زيادي تغيير داده مي شود. غلظت پروتئين ها در شير معمولي گاو بالاست و هضم اين پروتئين ها براي نوزاد بسيار سخت است. سازندگان شير خشك براي حل اين مشكل، كربوهيدرات (مواد قندي)، پروتئين و چربي شير گاو را تغيير مي دهند. همچنين انواع ويتامين و مواد معدني از جمله اسيد فوليك (ويتامين B12)، روي و آهن را كه در شير معمولي گاو ميزان آنها كم است به آن مي افزايند.
كودكان نيز ممكن است دچار فشار عاطفي شوند، مثلا به دليل جدا شدن از افرادي كه آنها را دوست دارند يا به آنها اعتماد دارند. البته كودكان بايد با تلخي جدايي آشنا شوند و اين امر جزئي از رشد سالم و طبيعي است، ولي جدايي مكرر فشار رواني بيش از حدي به كودك وارد مي سازد. جدايي و طلاق والدين كودكان را هول زده مي كند زيرا آنها را مجبور مي سازد با جداييهاي مواجه شوند كه نمي بايستي تا سنين بالاتر يعني نوجواني يا جواني با آن روبرو شوند و بدين ترتيب باعث خروج زود رس آنها از عالم كودكي مي شود. جداييهاي ديگري كه مي توانند همين اثر را داشته باشند عبارت اند از : نقل مكان به خانه اي جديد، دوستان جديد و مدرسه جديد.
طلاق فشار رواني شديدي (علاوه بر مسائل مربوط به جدايي) بر كودك مي آورد، زيرا ممكن است از نظر انتخاب بين شما و همسرتان كه هر دو نيز سعي مي كنيد او را از ديگري بگيريد دچار مشكل شود. امروزه از آنجايي كه طلاق خيلي شايع است گاهي حتي احساس احتمال آن نيز سبب فشار رواني بر كودكان مي شود.
بسياري از اوقات، سرعت زندگي امروزه باعث شتابزدگي كودكان مي شود، زيرا آنها را مجبور مي كند زودتر از آنكه به راحتي توانايي آن را داشته باشند با جداييها و موقعيتهاي پريشان كننده دست به گريبان شوند. كودكان خردسال اين نوع شتابزدگي را به منزله طرد خود و دليلي بر اينكه والدينشان واقعا اهميتي به آنها نمي دهند تلقي مي كنند. واقعا نيز اينكه به نحوي شتابزده هر روز مراقب كودك را تغيير دهيم، انتظار بيش از حد از او داشته باشيم، او را به موفقيتهاي تحصيلي مجبور كنيم يا تصميماتي بگيريم كه خارج از توان اوست، نوعي طرد كردن است. اين كار، طرد تصوري است كه كودك از خود دارد و طرد آن چيزهايي است كه قادر است با آنها سازگاري يابد و انجام دهد. شتابزدگي هم بر سلامت عاطفي كودك و هم بر سلامت جسماني او اثر مي گذارد. شتابزدگي مانع بزرگي بر سر راه رشد و تكامل فردي و تا حدي رشد جسماني كودك نيز مي باشد.
تحقيقات بسيار زيادي انجام شده است كه نشان مي دهد كودكي كه امنيت دارد تقريبا از هر نظر بهتر از كودكي رشد مي كند كه احساس امنيت ندارد. محققين اين كودكان را "كودك ايمن" ناميده اند. متاسفانه تعداد زيادي از كودكان در سالهاي طفوليت فاقد امنيت عاطفي هستند. حتي در خانواده هاي با ثبات، خوشبخت و طبقه متوسط، يك سوم تمام كودكان فاقد امنيت مي باشند.
آسيب پذيري اصطلاحي است كه كارشناسان براي مشخص كردن ميزان انعطاف پذيري كودك به كار مي برند. بهتر است آن را بر اساس محيطي تعريف كنيم كه حمايت كافي براي رشد مطلوب از كودك به عمل مي آورد. كودك انعطاف پذير كودكي است كه محدوده وسيعي از محيطهاي مختلف براي رشد مطلوب او مناسب و حمايتگر خواهند بود. به عبارت خيلي ساده، كودك انعطاف پذير كودكي است كه ناملايمات مختصر موجب وقفه رشد مطلوب او نخواهد شد. از طرف ديگر كودك آسيب پذير كودكي است كه محيطهاي بالقوه حمايت گر براي او، داراي محدوده اي باريك است. تنها محركترين، پاسخ دهنده ترين و منطبقترين محيطها، حمايت گر چنين كودكي خواهد بود. به عبارت خيلي ساده، تقريبا همه چيز بايد بر وفق مراد باشد و براي او خوب پيش برود تا احساس آسايش كند و بتواند به فعاليت هاي مناسب خود بپردازد. وقتي محيط چنين كودكي خارج از محدوده مناسب قرار گيرد، احتمال ضعيف بودن نتيجه بسيار افزايش مي يابد.
برخي صفات شخصي نامطلوب به شكلي در تمام كودكان تظاهر مي يابند. بروز برخي از اين صفات به نظر بي خطر مي آيند و ما معمولا بدون اينكه تلاش جدي براي اصلاح آنها بكنيم اجازه مي دهيم استمرار يابند. هيچ صفتي از اين نوع اگر به تنهايي يا حتي همراه با چند صفت معدود ديگر ديده شود، نبايد به خودي خود موجب نگراني شود. با اين حال اگر مجموعه اي آنها در يك كودك با شدت بيش از متعارف ديده شود نياز به نظر متخصص براي تشخيص اختلالات رفتاري در كودكان خواهد بود.
همدلي يعني فكر كردن در مورد ديگران و اينكه اگر ديگري احساس خاصي دارد آن احساس به ما نيز دست دهد. كودكان سالم از همان اوايل زندگي همدلي خود را نشان مي دهند. در طي سال اول متوجه خواهيد شد كه كودك شما به نحوي عام نسبت به آنچه در اطراف او رخ مي دهد واكنش نشان مي دهد. مثلا اگر ببيند كسي خيلي غمگين است، ممكن است حالت صورت او را تقليد كند، يا اگر كسي حالت احساسي خيلي شديدي نشان دهد او هم همان احساس را بروز خواهد داد. مثلا ممكن است به صرف شنيدن صداي گريه نوزادي ديگر، گريه كند. شيرخواران اگر ببينند فرد ديگري گريه مي كند غالبا شروع به گريه مي كنند.
هيجاني بودن عبارت از اين است كودك معمولا به آساني و شديدا ناراحت و درمانده شود و آرام كردن چنين كودكاني بسيار مشكل است. فعاليت يعني مقدار فعاليتي كه يك كودك از نظر حركت و سرعت در رفتار و صحبت كردن نشان مي دهد، يا مقدار انرژي كه صرف فعاليتهاي مختلف و بي قراري مي كند. اجتماعي بودن، به معناي طلب اقناع از ثمرات تماس اجتماعي. چنين كودكاني ترجيح مي دهند با ديگران باشند و فعاليتهاي مشترك را دوست دارند. آنها به ديگران پاسخ مي دهند و همين انتظار را هم از آنها دارند.
اولين اثر، تاثير مستقيم جنسيت بر رشد است و ناشي از هورمونهايي است كه در بدن پسرها و دخترها در طول سالهاي كودكي به مقدار بسيار كم ترشح مي شود. هر دو جنس، هورمون جنسي مردانه (يعني آندروژن) و هورمون جنسي زنانه (يعني استروژن) را ترشح مي كنند، ولي پسرها بيشتر آندروژن و دخترها بيشتر استروژن توليد مي كنند. غلبه هورمون جنسي مربوطه منجر به اختلاف رشد در دو جنس مي شود.
نمي توان گفت بهترين موقعيت را در خانواده فرزند چندم دارد. فرزند ارشد خانواده در محيطي رشد مي كند كه كودك در مركز آن قرار دارد و در آن نسبت به بچه هايي كه بعدا به دنيا مي آيند، فعاليتهاي خانواده بيشتر بر روي او متمركز است. فرزند اول خانواده در جريان رشد و تكامل خود از راهنمايي و كمك بيشتري برخوردار است، در طي طفوليت زبان پيچيده تري را از والدينش مي آموزد و به علت فشار پدر و مادر بر او، معمولا بيش از بچه هاي بعدي به موفقيت دست مي يابد. فرزند اول معمولا بهتر توسط بزرگترها پذيرفته مي شود و چون هماهنگي بيشتري با انتظارات اجتماعي دارد، آمادگي بيشتري براي پذيرش نقش رهبري دارد. از طرف ديگر مهارت والدين در مورد نقش پدر و مادري خود در ارتباط با فرزند اول كمتر و تمايل آنها به مداخله، اجبار، محدود كردن، و استفاده بيشتر از انضباط اجباري و تنبيهات مختلف نسبت به بچه هاي بعدي بيشتر است.اين امر ممكن است منجر به اين شود كه فرزندان اول احساس اضطراب بيشتري را از والدين خود دريافت كنند، به عبارت ديگر دائما از خود مي پرسند « آيا كار من درست است»؟ با اين حال تقريبا شكي وجود ندارد كه اگر فرزندان بعدي هم اندازه فرزند اول مورد راهنمايي و توجه قرار گيرند احتمالا به همان اندازه موفق و از نظر اجتماعي مقبول خواهند بود.
از ميان عواملي كه به كودك شما براي رسيدن به خود شكوفايي كمك مي كنند تندرستي از همه مهمتر است، زيرا به كودك كمك مي كند با قدرت بيشتري نسبت به وقتي كه سلامتي او مختل باشد، با مشكلات دست و پنجه نرم كند. عاري بودن از هر گونه نقص جسماني جدي كه كودك را در تلاشهاي خود زمين گير مي كند، يك امتياز است.
مقدمات دندان درآوردن در رحم مادر آغاز مي شود. هنگامي كه شما حامله بوديد، جوانه دندانها در كودك شما شكل گرفت كه شالوده دندانهاي اوليه كودك (يعني دندانهاي شيري) است. اين جوانه ها بين سه تا دوازده ماهگي، به تدريج از زير سطح لثه كودك بيرون مي آيند. شما احتمالا اولين دندان كودك خود را (كه يك نشانه محسوس از رشد او است) در حدود شش ماهگي مشاهده خواهيد كرد، كه معمولا در همين زمان، غذاهاي معمولي نيز به رژيم غذايي كودك افزوده مي شوند. در سه سالگي، دندانهاي شيري او تكميل مي شوند و او مي تواند با كمي كمك از جانب شما، خودش دندانهايش را بشويد كه اين كار، يك گام اساسي در مسير يادگيري "مراقبت از خود" خواهد بود.
نوزاد از بدو تولد مي تواند بشنود، مگر اينكه مبتلا به اختلالات شنوايي باشد. با رشد كودك، او از گوشهايش براي دريافت حجم بسيار بالايي از اطلاعات درباره دنياي اطرافش استفاده خواهد كرد، كه در نتيجه مغز او را به رشد بيشتر تحريك مي كند و نهايتا منجر به رشد برخي تواناييهاي فيزيكي او از قبيل نشستن، غلت زدن، خزيدن و راه رفتن روي دو پا مي شود.
نگرش كلي شما نسبت به وظيفه پدر و مادري تاثير همه جانبه اي بر كليه عوامل موثر بر روند رشد و تكامل كودك شما مي گذارد. در واقع نگرش شما به فرزند داري و نقش والدي خودتان، زيربناي ارتباط شما با كودك و همه كارهايي است كه مي توانيد براي رشد بهتر او انجام دهيد. اكنون كه صاحب فرزند شده ايد شايد بهترين آغاز براي او اين باشد كه نگرش مثبتي نسبت به اينكه پدر و مادر او هستيد داشته باشيد.
كودكان شاد معمولا سالم و پر انرژي هستند و شادكامي به خودي خود انگيزه نيرومندي براي انجام كارهاست. روي هم رفته كودكان شاد با آرامش بيشتري ناكاميها و موانع را مي پذيرند و سعي مي كنند راهي براي رفع و عبور از آنها پيدا كنند. شادكامي مطمئنا مشوق همه نوع تماسها و فعاليتهاي اجتماعي است، زيرا مردم معمولا واكنش مثبتي نسبت به شادابي از خود نشان مي دهندو شادكامي باعث مي شود كه كودك چهره دوستانه اي داشته باشد كه خود نقطه شروع خوبي براي انواع ارتباطات شخصي است.
تا قبل از اين زمان به نظر مي رسد كودك بسيار خوشحال است و گاهي حتي در خواب هم مي خندد، در حاليكه اين لبخندها ناشي از انقباضات غير ارادي عضلات صورت است. حالا كه دانستيد اين خنده ها واقعي نيست ناراحت نشويد؛ در اين ماه كودك شما تمام مراقبت هاي عاشقانه شما را با لبخندي شكوفا - كه اختصاصا براي شما بر لب مي آورد - پاسخ مي دهد. اين لبخند احتمالا شما را خلع صلاح خواهد كرد حتي اگر بدترين شب را گذرانده باشيد. يك پدر با ديدن اولين لبخند واقعي دخترش در 6 هفتـگي اشك به چشم آورد؛ وي مي گويد: "روزي خسته كننده بود و من فوق العاده بي خوابي داشتم و ترافيك هم به شدت سنگين بود. وقتي بالاخره به خانه رسيدم همسرم كودك را به آغوش من داد. وي مستقيما به من نگاه كرد و لبخندي زد بطوريكه تمام لثه ها يش ديده شد. با خود انديشيدم: او مرا مي شناسد، پس ديگر هيچ چيز اهميت ندارد!"
حركت به صورت چهار دست و پا به كودك شما كمك مي كند كه عضلات خود را به اندازه كافي تقويت كند تا براي راه رفتن آماده شوند اين اولين كاري است كه او به تنهايي براي جستجوي محيط اطراف خود انجام مي دهد. به طور معمول، كودك ابتدا ياد مي گيرد تا تعادل خود را بر روي دستها و پاها حفظ كند، سپس ياد مي گيرد كه با حركت دادن زانوهايش به جلو و عقب، حركت كند.
عضلات گردن نوزاد رفته رفته قوي تر مي شوند و در نتيجه او مي تواند سرش را به مدت كوتاه بالا نگاه دارد. مثلا نوزاد مي تواند در حاليكه بر روي شكم دراز كشيده است سرش را براي چند لحظه بالا نگه دارد و حتي ممكن است قادر باشد سرش را به طرفين بگرداند. همچنين ممكن است وقتي در صندلي اتومبيل نشسته (بخصوص اگر بوسيله بالشتك هاي مخصوص كه به اين منظور طراحي شده است حمايت شود) سرش را بالا نگاه دارد.
كودك شما هنوز هم نمي تواند چيزهايي را كه مي خواهد با دست بگيرد، اما مي تواند بارها و بارها به اسباب بازيهاي خود ضربه بزند. او همچنين در حال هماهنگ كردن حركات چشم و دست خود است؛ به چيزهايي كه مي خواهد بردارد نگاه مي كند و سپس تلاش مي كند آنها را برداشته و در دستش نگه دارد. يك "شبه اتاقك اسباب بازي" (نوعي وسيله بازي مخصوص كودكان پيش از خزيدن كه اشيا مختلف از سقف آن آويزان شده اند و كودك كف آن دراز مي كشد و با اشيا بازي مي كند) در اين مرحله مي تواند بسيار مفيد باشد، زيرا كودك مي تواند روي كف نرم و راحت آن دراز بكشد و با دست به اشيا مختلف و بامزه اي كه از سقف آويزان هستند ضربه بزند.
عضلات گردن كودك شما در زمان تولد نسبتا ضعيفند، لذا حداقل در ماه اول او به كمك شما براي حمايت و حفاظت از سر و گردنش وابسته است. ممكن است اين پديده، تدبير طبيعت باشد تا موقعيتهاي زيادي براي نگاه هاي رو در رو بين شما و كودكتان ايجاد شود. هنگامي كه كودك خود را در آغوش مي گيريد، از نگاه كردن مستقيم به چشمانش لذت ببريد؛ اين كار به ايجاد پيوند بين شما و كودك كمك كرده و به كودكتان احساس علاقه شما را منتقل مي كند.
معمولا گمان نمي رود كه پدرها بتوانند در آرام كردن يا غذا دادن به كودك، چندان موفق باشند. اما اگر با اكثر پدران صحبت كنيد متوجه خواهيد شد كه علاوه بر عشق و علاقه، آنها راههاي مناسبي را نيز براي آرام كردن نوزادان پيدا كرده اند. چگونه؟ هر كس مي تواند روش خاصي براي خودش انتخاب كند كه بر حسب شرايط و شخصيت وي انتخاب شود. ممكن است اين روش براي فرد ديگري كارآيي نداشته باشد. با اين حال بد نيست اين قبيل تجربيات را در كنار هم بگذاريد. شايد ايده جديدي به ذهن شما نيز برسد. نكته مهم اين است كه بدانيد يك نسخه عمومي وجود ندارد!
آيا دوست نداريد در كنار افراد ديگري كه همگي به تازگي پدر شده اند بنشينيد، و از آنها بپرسيد كه زندگي به همراه نوزاد كوچكشان واقعا چگونه است؟ اين دقيقا همان برنامه اي است كه در 50 بيمارستان در سراسر ايالات متحده اجرا مي شود.
اكثر پدران به خوبي مي دانند كه شير مادر، بهترين غذا براي كودك است. شير مادر، تركيب كاملي از مواد غذايي ضروري براي كودك است و كودكاني كه با شير مادر تغذيه شده اند، سود بيشتري مي برند: از كاهش خطر ابتلا به چاقي يا حساسيتها گرفته تا افزايش هوش.
مدتي پس از تولد كودك، تقريبا هر پدري با شوك واقعيت مواجه خواهد شد: او پدر شده است، با مسووليتها، فشارها و انتظارات جديدي كه بايد با آنها كنار بيايد. اين واقعيت هاي ساده، خيلي زود براي برخي از ما بروز مي كنند، حتي پيش از آنكه همسر و نوزادمان پس از زايمان از بيمارستان مرخص شوند. براي برخي ديگر، اين شوكها چند روز پس از تولد نوزاد آغاز مي شوند. به هر حال، دير يا زود، ما خواهيم فهميد كه زندگي مان با تغييري ابدي مواجه شده است. گاهي اوقات اين تغييرات ظريف و كوچك هستند و گاهي اوقات نه؛ اما معمولا براي ما غافلگير كننده خواهند بود.
برخي از اين احساسات از قرار زير خواهند بود:


