|
|
|
غش، نوعي از دست دادن هوشياري زودگذر است كه در اثر كاهش موقت جريان خون به مغز ايجاد ميشود. غش كردن ممكن است در واكنش به درد، خستگي شديد، كمبود غذا يا استرس هيجاني روي دهد. اين حالت همچنين بعد از دورههاي طولاني بيحركتي فيزيكي (مثل ايستادن يا نشستن بدون تحرك) بهخصوص در آب و هواي گرم رخ ميدهد. اين عدم تحرك سبب ميشود كه خون در اندامهاي پاييني جمع شود و مقدار كمتري از آن به مغز برسد. سرعت نبض در فردي كه غش كرده است بسيار كند ميشود. با اين حال، نبض سريعاً بالا ميرود و به حد طبيعي ميرسد. بيماري كه دچار غش شده است، معمولاً روند بهبود سريع و كاملي دارد.
شايعترين علت حمله قلبي، بسته شدن ناگهاني جريان خون به بخشي از عضله قلب (مثلاً در اثر تشكيل لخته در شريان كرونر [ ترومبوز كرونر ] ) است. مهمترين خطر حمله قلبي، توقف ضربان قلب است. آثار يك حمله قلبي تا حدود زيادي وابسته به حجمي از عضله قلب است كه دچار آسيب شده است؛ بسياري از بيماران بهطور كامل بهبود پيدا ميكنند. داروهايي مثل آسپيرين و داروهاي حلكننده لخته، براي محدود كردن وسعت آسيب وارد شده به عضله قلب به كار ميروند.
در نارسايي قلب، عضله قلب تحت فشار بيش از حد است و يا آسيب ديده است و بنابراين نميتواند خون كافي به بافتهاي بدن بفرستد. همچنين امكان دارد مايع در ريهها جمع شود كه منجر به مشكلات تنفسي خواهد شد. يك علت احتمالي نارسايي قلب، تشكيل لخته در شريان كرونر (ترومبوز كرونر) است. حملات نارسايي حاد قلب، بهطور ناگهاني و معمولاً در شب رخ ميدهند. «حمله قلبي» را (در صورت وجود) درمان كنيد .
اصطلاح «آنژين صدري» از نظر لغوي به معناي «فشردگي قفسه سينه» است. وقتي شريانهاي كرونر كه تأمينكننده خون عضله قلب هستند، تنگ بشوند و نتوانند نياز قلب را طي فعاليت بدني يا هيجانات، با رساندن خون كافي تأمين كنند، آنژين صدري، بيمار را وادار به استراحت ميكند؛ درد، مدت كوتاهي پس از استراحت برطرف خواهد شد.
اين وضعيت، يك واكنش آلرژي شديد است كه تمام بدن را گرفتار ميكند. در افراد مستعد، اين حالت ميتواند در عرض چند ثانيه تا چند دقيقه پس از تماس با عامل آغازگر ايجاد شود و بالقوه كشنده است. عوامل آغازگر احتمالي عبارتند از:
تماس پوستي يا هوايي با مواد خاص
تزريق يك داروي خاص
نيش يك حشره خاص
خوردن بعضي از مواد غذايي (مثل بادام زميني) طي واكنش آنافيلاكتيك، (يك سري) مواد شيميايي به داخل خون رها شوند كه سبب گشاد شدن رگهاي خوني و تنگ شدن (كاهش قطر) راههاي تنفسي ميشود. فشار خون ناگهان پايين ميافتد و تنفس مختل ميشود. ممكن است زبان و حلق متورم شوند كه اين امر، خطر هيپوكسي را افزايش ميدهد. مقدار اكسيژني كه به اعضاي حياتي ميرسد، شديداً كاهش پيدا ميكند. بيماري را كه دچار شوك آنافيلاكتيك شده است بايد فوراً با تزريق اپينفرين (آدرنالين) درمان كرد. اولويتهاي كمكهاي اوليه عبارتند از تسهيل تنفس و به حداقل رساندن شوك تا رسيدن نيروهاي امداد تخصصي.
خونريزي داخل حفرات بدن ميتواند به دنبال يك آسيب (مثل شكستگي يا جراحت نافذ) روي دهد ولي ممكن است به صورت خودبهخودي هم اتفاق بيفتد (مثلاً خونريزي از زخم معده). مهمترين خطر خونريزي داخلي، شوك است. بهعلاوه، خون ميتواند در اطراف اعضايي مثل ريهها يا مغز تجمع كند و فشار تخريبكنندهاي بر آنها اعمال كند. در صورتي كه در يك بيمار، نشانههاي شوك بدون وجود خونريزي آشكار بارز شده باشند، بايد به خونريزي داخلي مشكوك شويد. به دنبال خونريزي از سوراخهاي بدن (گوش، دهان، پيشابراه يا مقعد) بگرديد.
شوك، يك وضعيت تهديدكننده حيات است و زماني روي ميدهد كه دستگاه گردش خون (كه اكسيژن را به تمام بافتهاي بدن ميرساند و مواد زايد را از آنها ميگيرد) از كار بيفتد و در نتيجه، اعضاي حياتي (مثل قلب و مغز) دچار كمبود اكسيژن شوند. براي پيشگيري از آسيب عضوي پايدار و مرگ، بايد فوراً درمان اورژانس آغاز شود. ترس و درد ميتوانند بر وخامت شوك بيفزايند. هرگاه خطر وقوع شوك وجود داشته باشد، ممكن است تنها اطمينان خاطر دادن به بيمار و آرامش بخشيدن به وي، براي پيشگيري از بدتر شدن وضعيت بيمار كافي باشد.
| شوك | shock |
| خونريزي داخلي | internal bleeding |
| شوك آنافيلاكتيك | anaphylactic shock |
| آنژين صدري (درد قفسه سينه) | angina pectoris |
| نارسايي حاد قلب | acute heart failure |
| حمله قلبي | heart attack |
| غش كردن و از حال رفتن | fainting |
بازگشت به صفحه اصلی کمکهای اولیه
حمله شديد مشكل تنفسي در كودكان خردسال، خروسك ناميده ميشود. اين حالت در اثر التهاب ناي و حنجره ايجاد ميشود. خروسك نگرانكننده است اما معمولاً بدون هيچگونه عارضه دايمي برطرف ميشود. حملات خروسك معمولاً در شب رخ ميدهند و ممكن است قبل از بهبود كودك، دوباره عود كنند.
در حمله آسم، عضلات راههاي تنفسي داخل ريه دچار گرفتگي (اسپاسم) ميشوند و لايه پوششي آنها متورم ميشود. در نتيجه، راههاي تنفسي تنگ و تنفس سختتر ميشود. گاهي حمله آسم، عامل آغازگر شناخته شدهاي (مثل آلرژي، سرما، داروهاي خاص يا دود سيگار) دارد. در ساير موارد، عامل آغازگر مشخصي يافت نميشود. بسياري از مبتلايان، شبها دچار حملات ناگهاني ميشوند.
افراد مبتلا به آسم معمولاً در برخورد با نشانههاي ابتدايي حمله آسم، با استفاده از اسپري استنشاقي «تسكينبخش» اين حملات را كنترل ميكنند. بسياري از اسپريهاي استنشاقي تسكينبخش، سرپوشهاي آبيرنگ دارند. ميتوان با وصل كردن يك محفظه پلاستيكي پخشكننده يا «آسميار» به اسپري استنشاقي، به بيمار كمك كرد تا داروها را به صورت اثربخش تنفس كند. اسپريهاي استنشاقي پيشگيريكننده معمولاً سرپوش قهوهاي يا سفيد دارند و مبتلايان به آسم، بهمنظور پيشگيري از وقوع حملات، آنها را بهطور مرتب مورد استفاده قرار ميدهند. البته اين اسپريها، درمان مؤثري براي حملات آسم محسوب نميشوند و نبايد در اين موارد از آنها استفاده كرد.
تنفس افزايشيافته (هيپرونتيلاسيون) يك تظاهر شايع اضطراب حاد است و ممكن است با حملات هراس نيز همراه باشد. اين حالت ميتواند در افرادي كه اخيراً يك شوك هيجاني يا رواني را تجربه كردهاند، رخ دهد. تنفس افزايشيافته باعث دفع مقادير زيادي دياكسيد كربن از خون ميشود كه اين حالت، تغييرات شيميايي در خون پديد ميآورد. اين تغييرات منجر به بروز علايمي مثل تنفس سريع، گيجي و لرزش و احساس گزگز و مورمور در دستان ميشوند. با برگشتن تنفس به حالت طبيعي، اين علايم به تدريج فروكش خواهند كرد.
قلب و ريهها و رگهاي بزرگ اطراف آنها را در داخل قفسه سينه قرار ميگيرند و توسط استخوان جناغ و ۱۲ جفت دنده (كه با هم قفسه سينه را تشكيل ميدهند) محافظت ميشوند. قفسه سينه براي پوشاندن اعضايي از قسمت بالايي شكم (مثل كبد و طحال)، به اندازه كافي به سمت پايين امتداد دارد. اگر شيء تيزي به ديواره قفسه سينه نفوذ كند، امكان دارد آسيب داخلي شديدي به قفسه سينه و قسمت بالايي شكم وارد آيد. ريهها به ويژه مستعد آسيب هستند؛ آسيب وارد به ريهها يا در اثر صدمه به نسج خود ريه است و يا در اثر جراحاتي است كه غشاي دو لايه (جنب) پوشاننده و محافظتكننده ريه را سوراخ ميكنند. در اين حالت، هوا ميتواند به فضاي بين دو لايه غشا نفوذ كند و ريه را تحت فشار قرار دهد و باعث جمع شدن ريه شود (اين وضعيت با نام «پنوموتوراكس» خوانده ميشود). فشار اطراف بخش مبتلاي ريه ممكن است به اندازهاي بالا برود كه قسمت سالم ريه را نيز درگير كند. در نتيجه، مصدوم به گونهاي فزاينده از نفس ميافتد. اين بالا رفتن فشار ميتواند مانع از پر شدن مجدد قلب با خون شود و گردش خون را مختل و شوك ايجاد كند. (اين وضعيت تحت عنوان «پنوموتوراكس فشارنده» ناميده ميشود). گاهي خون در فضاي جنب تجمع ميكند و ريهها را تحت فشار قرار ميدهد.
استنشاق دود، گاز (مثل مونوكسيد كربن) يا بخارهاي سمي، ميتواند كشنده باشد. احتمالاً غلظت اكسيژن در بافتهاي بدن بيماري كه گازي را استنشاق كرده پايين ميآيد (مبحث « هيپوكسي » را ببينيد) و بنابراين، اين فرد بايد فوراً تحت پيگيري پزشكي قرار گيرد. اگر احتمال دارد كه جانتان در معرض خطر قرار گيرد، سعي نكنيد عمليات نجات را انجام دهيد؛ گازهايي كه در يك محفظه بسته تشكيل ميشوند، سريعاً هر كسي را كه به وسايل محافظتي مجهز نباشد، از پا در ميآورند.
اگر فشار از خارج بر گردن اعمال شود، راه تنفسي فشرده ميشود و جريان هوا به ريهها قطع ميگردد. علل اصلي اين نوع فشار عبارتند از:
دار آويختگي (آويزان شدن بدن از طناب دار كه دور گردن پيچيده شده است).
خفگي (فشردن يا انقباض دور گردن يا گلو) اين حالات گاهي ممكن است به صورت تصادفي (مثلاً در اثر گير افتادن كراوات يا لباس در ماشينآلات) رخ دهد. دار آويختگي ممكن است به شكسته شدن گردن منجر شود؛ به همين دليل، در چنين مواردي رسيدگي به مصدوم بايد بسيار با دقت صورت پذيرد.
راه تنفسي ميتواند از داخل (مثلاً در اثر گير افتادن شيء در حلق) يا از خارج بسته شود. علل اصلي انسداد عبارتند از:
فرو دادن يك شيء خارجي مثل غذا يا دندان مصنوعي (خفگي)
انسداد در اثر خون يا مواد استفراغي
انسداد در اثر زبان (زماني كه بيمار بيهوش است).
تورم داخلي حلق در اثر سوختگيها، سوختگي در اثر آب جوش، نيش زدگي يا آنافيلاكسي
آسيبهاي صورت يا فك
آسم
فشار خارجي روي گردن (مثلاً در اثر دار آويختگي يا خفگي به دليل فشرده شدن گلو ) بادام زميني خشك كه در تماس با مايعات بدن متورم ميشود، به ويژه در كودكان كم سن و سال خطرناك است چون ميتواند يكي از ۲ نايژه را مسدود كند. ارايهكننده كمكهاي اوليه در موارد انسداد راه تنفسي بايد فوراً وارد عمل شود؛ آماده باشيد كه در صورت توقف تنفس مصدوم يا بيمار، احياي تنفسي و ماساژ قفسه سينه را آغاز كنيد (فصل « اقدامات نجاتدهنده حيات » را ببينيد). اطلاعات عرضه شده در اين صفحه براي تمام علل انسداد راه تنفسي مناسب است اما اگر براي وضعيتهاي خاص به آموزشهاي مفصلتري نياز داريد، به صفحات مربوطه مراجعه كنيد.
اين وضعيت زماني اتفاق ميافتد كه خون، اكسيژن ناكافي در اختيار بافتهاي بدن قرار دهد. علل اين وضعيت از خفگي يا مسموميت تا اختلال كاركرد ريه يا مغز متفاوت است. اين وضعيت (بسته به درجه هيپوكسي) با علايم مختلفي همراه است. اگر هيپوكسي به سرعت درمان نشود، ميتواند كشنده باشد چون وجود غلظت كافي اكسيژن براي كاركرد تمام اعضا و بافتهاي بدن حياتي است. در فرد سالم، مقدار اكسيژن موجود در هوا بيش از حدي است كه بافتهاي بدن براي كاركرد طبيعي به آن نياز دارند. با اين حال در فرد بيمار يا آسيبديده، كاهش اكسيژني كه به بافتها ميرسد، كاركرد بدن را بيش از پيش مختل ميكند. هيپوكسي خفيف، توانايي تفكر صحيح را در فرد كاهش ميدهد اما بدن در پاسخ به اين حالت، سرعت و عمق تنفس را افزايش ميدهد. با اين همه، اگر اكسيژنرساني به سلولهاي مغزي تنها به مدت ۳ دقيقه قطع شود، مرگ اين سلولها آغاز ميشود. تمام وضعيتهايي كه در اين فصل به آنها خواهيم پرداخت، ميتوانند هيپوكسي ايجاد كنند.
| هيپوكسي | hypoxia |
| انسداد راه تنفسي | airway obstruction |
| دار آويختگي و خفگي به دليل فشرده شدن گلو | hanging and strangulation |
| استنشاق گاز | inhalation of fumes |
| جراحت نافذ قفسه سينه | penetrating chest wound |
| تنفس افزايشيافته (هيپرونتيلاسيون) | hyperventilation |
| آسم | asthma |
| خروسك | croup |
بازگشت به صفحه اصلی کمکهای اولیه
آموزشهايي در مورد تمام روشهاي موردنياز در احياي يك بزرگسال بيهوش در مبحث هاي بعدي ارايه ميشود.
براي ارايه درمان، هميشه از يك سمت بيمار به وي نزديك شده، در كنار سر يا قفسه سينه او زانو بزنيد. در اين صورت، موقعيت شما براي انجام تمام مراحل ممكن احياء (باز كردن راه تنفسي مصدوم، كنترل تنفس و گردش خون و انجام احياي تنفسي و ماساژ قفسه سينه كه با هم، احياي قلبي ـ ريوي ناميده ميشود) صحيح خواهد بود. در هر مرحله از عمليات احياء بايد تصميماتي اتخاذ كنيد (مثلاً آيا بيمار نفس ميكشد؟). گامهاي ارايه شده در اين قسمت، به شما ميآموزند كه در هر موقعيت، اقدام بعدي شما بايد چگونه باشد. نخستين اولويت، باز كردن راه تنفسي است تا بيمار بتواند نفس بكشد و يا شما بتوانيد نفسهاي اثربخشي به وي بدهيد. اگر تنفس و گردش خون در هر مرحلهاي برگشت، مصدوم را در وضعيت بهبود قرار دهيد. اگر مصدوم نفس نميكشد و هيچ نشانهاي هم از گردش خون وجود ندارد، استفاده صحيح از دفيبريلاتور شانس بقا را افزايش ميدهد.
به كمك اقداماتي كه در اين فصل معرفي ميشوند، ميتوانيد تا زمان رسيدن نيروهاي امداد اورژانس، تنفس و گردش خون مصدوم را حفظ كنيد. اولويتهاي شما در مورد مصدوم بيهوش عبارتند از: باز نگه داشتن راه تنفسي، تنفس دادن به مصدوم (به منظور رساندن اكسيژن به بدن) و برقراري گردش خون (براي رساندن خون اكسيژندار به بافتها). همچنين، دفيبريلاتور دستگاهي است كه ميتواند با وارد كردن شوك الكتريكي كنترل شده، ضربان قلب را به حالت طبيعي برگرداند. عوامل زير (اگر بهطور كامل مراعات شوند) شانس بقا را افزايش ميدهند:
براي درخواست كمك، سريعاً تماس گرفته شود.
با انجام احياي تنفسي و ماساژ قفسهسينه، گردش خون برقرار شود (اين دو عمل را با هم «احياي قلبي ـ ريوي» مينامند).
در بيمار بزرگسالي كه نشانهاي از گردش خون ندارد، فوراً از دفيبريلاتور استفاده شود.
بيمار براي درمانهاي تخصصي و مراقبتهاي پيشرفته، فوراً به بيمارستان برسد.
يك شيرخوار ممكن است به سادگي در اثر غذا يا اشياي بسيار كوچكي كه وارد دهان ميكند، دچار خفگي شود. شيرخوار به سرعت دچار زجر تنفسي ميشود و شما بايد فوراً براي انسداد اقدام كنيد. در صورت بيهوش شدن شيرخوار، براي احياي تنفسي و ماساژ قفسه سينه آماده باشيد. در شيرخوار بيهوش، عضلات حلق ميتوانند شل شوند و براي انجام احياي تنفسي، فضاي كافي در حلق ايجاد كنند. در صورتي كه احياي تنفسي با موفقيت روبرو نشد، ماساژ قفسه سينه ممكن است انسداد را برطرف كند.
كودكان خرد سال فوقالعاده مستعد خفگي هستند. كودك ممكن است در اثر غذا دچار خفگي شود يا آنكه به علت گذاشتن اشياي كوچك در داخل دهان، راه تنفسي خود را مسدود كند. در برخورد با كودك دچار خفگي، بايد به سرعت وارد عمل شويد. در صورت بيهوش شدن كودك، براي شروع احياي تنفسي و ماساژ قفسه سينه آماده باشيد. در اين حالت، عضلات حلق ميتوانند شل شوند و براي انجام احياي تنفسي، فضاي كافي در حلق ايجاد كنند.
گير افتادن يك جسم خارجي در گلو، ميتواند باعث انسداد گلو و اسپاسم عضلات آن شود. اگر انسداد ناكامل باشد، ممكن است مصدوم بتواند آن را برطرف سازد، در صورت كامل بودن انسداد، مصدوم قادر نيست صحبت كند، نفس بكشد يا سرفه كند و هوشيارياش را از دست ميدهد؛ براي انجام احياي تنفسي و ماساژ قفسه سينه آماده شويد. عضلات حلق ميتوانند شل شوند و براي انجام احياي تنفسي، فضاي كافي در حلق ايجاد كنند.
| خفگي در بزرگسالان | choking adult |
| خفگي در كودكان (۷-۱ ساله) | (choking child (1-7 years |
| خفگي در شيرخواران (زير يك سال) | (choking infant (under 1 years |
| اولويتهاي نجات حيات | life saving priorities |
| بزرگسال بيهوش | unconscious adult |
| كودك بيهوش (۷-۱ ساله) | (unconscious child (1-7 years |
| شيرخوار بيهوش (زير يك سال) | (unconscious infant (under 1 years |
اين وسايل بهطور معمول توسط گروه خدمات اورژانس مورد استفاده قرار ميگيرند و براي انتقال مصدومان به آمبولانس يا پناهگاه و يا دور كردن آنها از خطر، طراحي شدهاند. انواع گوناگوني از اين تجهيزات (از صفحات برزنتي ساده داراي ديرك تا بيماربرهاي تخصصي مناسب براي موقعيتهاي نجات ويژه و تختههايي براي آسيبهاي نخاع) موجود است.
ابزارهاي متعددي براي جابهجايي مصدومان طراحي شدهاند. كارورزان غيرحرفهاي (مثل ارايهكنندگان كمكهاي اوليه و ارايهكنندگان مراقبت) ميتوانند از دو وسيلهاي كه در شكلهاي زير توصيف شدهاند (ملحفه لغزاندن و ملحفه حملونقل) استفاده كنند. شما براي استفاده از اين وسايل، نياز به آموزش داريد. از اين گذشته، بايد از روشهاي ايمني ارايه شده توسط كارخانه توليدكننده هم پيروي كنيد.
اگر مصدوم از حال رفته باشد، ممكن است براي شروع عمليات احيا يا قرار دادن وي در وضعيت بهبود، مجبور باشيد او را بچرخانيد. با اين همه، مصدوم را از محلي كه وي را يافتهايد، حركت ندهيد مگر آنكه او در موقعيتي قرار داشته باشد كه ممكن باشد خود يا ديگران را به خطر بيندازد (مثل بسته شدن راه خروجي ساختمان) و يا شما مجبور باشيد كه درمان نجات دهندة حيات را براي وي آغاز كنيد. اگر مجبور هستيد مصدوم را جابهجا كنيد، سعي كنيد چند امدادگر را به خدمت بگيريد. براي انتقال مصدوم به روي پتو، ملحفه حمل و نقل يا ملحفه براي لغزاندن، روشهاي تشريح شده در شكلهاي زير را به كار ببنديد. ملحفه حمل و نقل يا پتو براي بلند كردن مصدوم به كار ميروند. به منظور كشيدن مصدوم روي كف اتاق از ملحفه براي لغزاندن استفاده كنيد.
اگر مصدوم در حالتي كه روي صندلي نشسته است، احساس ناخوشي يا از حال رفتن ميكند، او را تشويق كنيد كه روي كف اتاق بنشيند يا دراز بكشد چون اين كار ميتواند به بهبود وي كمك كند. انتقال مصدومي كه پيشتر از هوش رفته، بسيار مشكلتر است. در اين موارد، به دو نفر ديگر نياز داريد تا در جابهجا كردن مصدوم از محل نشستن وي و قرار دادن او روي كف اتاق، به شما كمك كنند.
اگر مشاهده ميكنيد كه مصدومي نزديك است كه از حال برود (شايد به خاطر آنكه در حال غش كردن است)، سعي نكنيد وي را به حالت ايستاده نگه داريد؛ به جاي اين كار بايد سقوط وي را تحت كنترل درآوريد تا خطر آسيب را به حداقل برسانيد. شما بايد اقدامات زير را كه به مصدوم امكان ميدهند به آرامي و بدون وارد كردن آسيب به خود يا شما، به سمت كف (زمين يا اتاق) بلغزد، به كار ببنديد.
اگر مصدوم، هوشيار و قادر به حركت است و شما مجبور هستيد او را از محل خطر دور كنيد، احتمالاً ميتوانيد اين كار را به تنهايي انجام دهيد. ميتوانيد روش تشريح شده در شكلهاي زير را براي ثبات بخشيدن به حركت مصدوم، به كار بگيريد. اگر به كمربند انتقال دسترسي داريد و يا مصدوم وسايل كمكي براي حركت دارد، ميتوانيد از اين ابزارها براي برقراري استحكام بيشتر استفاده كنيد.
به عنوان يك قاعده كلي در كمكهاي اوليه، تا رسيدن كمكهاي پزشكي بايد وضعيت مصدومان را به همان صورتي كه آنها را پيدا كردهايد، حفظ كنيد. تنها در صورتي بايد مصدوم را جابهجا كنيد كه وي در معرض خطر فوري باشد و حتي در اين شرايط، نزديك شدن به مصدوم نبايد براي شما خطرآفرين باشد و براي انتقال مصدوم بايد آموزش ديده باشيد، تجهيزات كافي در اختيار داشته باشيد.
در اينجا توصيههايي در مورد ارزيابي خطر جابهجايي مصدوم و روشهاي بيخطر براي انجام نقل و انتقالات اجباري ارايه ميشود. روشهاي عملي مفيدي را براي كمك به مصدوماني كه توانايي حركت دارند و نيز نقل و انتقالات را به كمك تصاوير توضيح ميدهند نيز بيان شده است. البته دقت كنيد كه اين اطلاعات هرگز نميتوانند جايگزين كارآموزيهاي جامع باشند.
در مورد برخي از تجهيزات مورد استفاده گروه خدمات اورژانس براي انتقال مصدومان، اطلاعاتي ارايه خواهد شد.


